الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
124
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
گاه ممكن است چيزى ضعيف شود ؛ اما پايههاى آن سست نگردد و با آن حال مدتها بماند ، و گاه ممكن است چيزى ظاهرا ضعيف نشود ولى پايههاى آن سست شده باشد و در آينده خطراتى متوجه آن گردد ؛ مثلًا دولت نيرومندى بر اثر حوادثى لشكرش نصف مىشود ، اين نوعى ضعف است ولى گاه لشكر به همان تعداد ، باقى مانده اما پايهها سست است و ممكن است روزى مواجه با خطر شود . جملهء ( يُزيلُهُ ) اشاره به نابودى مطلق يك حكومت است مانند كشورهايى كه بر اثر شكست ، مستعمرهء كشورى ديگر و يا ملحق به آن شده است و جملهء ( يَنْقُلُهُ ) اشاره به اين است كه حكومت باقى است اما گروهى جانشين گروه ديگرى مىشود . آنگاه امام عليه السلام اشاره به پيامد شوم قتل عمد كرده مىفرمايد : « هيچ گونه عذرى نزد خداوند و نزد من در قتل عمد پذيرفته نيست » ؛ ( وَلَا عُذْرَ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ وَلَا عِنْدِي فِي قَتْلِ الْعَمْدِ ) . اشاره به اينكه آنچه در بحثهاى سابق گذشت ناظر به قتلهايى است كه از بىتوجهى صورت مىگيرد نه قتل عمد و اما قتل عمد مجازاتش بسيار سنگين است « و كيفر آن قصاص است » ؛ ( لِأَنَّ فِيهِ قَوَدَ « 1 » الْبَدَنِ ) . سپس در ادامه مىافزايد : « اگر به قتل خطا مبتلا گشتى و تازيانه يا شمشير تو و يا ( حتى ) دستت به ناورا كسى را كيفر داد - چون ممكن است حتى با يك مشت زدن و يا بيشتر ، قتل واقع گردد - مبادا غرور زمامدارىات مانع از آن شود كه حق اولياى مقتول را بپردازى ( و رضايت آنها را جلب كنى ) » ؛ ( وَإِنِ ابْتُلِيتَ بِخَطَإٍ
--> ( 1 ) . « قَوَد » به معناى قصاص است و در اصل از « قَوْد » بر وزن « قول » و « قيادت » گرفته شده كه به معناى راه بردن و سوق دادن چيز يا شخصى است . از آنجا كه قاتل را به محل قتل مىبرند ، اين واژه به معناى قصاص آمده است